Mar 19, 2012
اين روزها روزهايي هستند که هم نو اند و هم کهنه نواند چون تا حالا نيامده بودند و کهنه چون قبلا تکرار شده اند . روزهاي آخر سال . روزهايي که ما را ميبرند به زمانهاي دور به آنوقتها که نمي دانستيم زمان چيست. انوقتها که خوشحال مي شديم عيد مي ايد،روزهايي که شادمانه اب حوض را بر هم مي پاشيديم ، روزهايي که با تمام وجودمان اعتقاد ...
Feb 26, 2012
بعضي روزها بعضي اشخاص که خوشت ازشون نمياد باني يک امر ميشن که نميدوني چي بهشون بگي چند روز پيش يک همکاري داريم که تازه کار و تازه وارده ايشون کارت شناسايي محل کار ما رو نداشتن از اونجا که اخوي بنده مدير اين واحد هستن از من خواست که کارت شناسايي ايشون رو صادر کنم از بخت بد سيستمي که کارتهاي رو باهاش درست ميکردم جان به ...
May 29, 2011
امروز نشستيم بر بال آرزوها و سوار بر رخش سفيد روياهايمان آغاز کرديم سفر را تا رسيديم به کنار بانوي سرنوشتمان امروز ششم خرداد يک هزار و سيصد و نود جاودانه شد در زندگيمان ، و نقش بست در قلبمان ، حک شد درخاطرمان و ماندگار گشت در تاريخ مشترک زندگيمان، من و او،هم او که شريک تنهايي و روزهاي خوش و خوش زندگيم خواهد بود ، همسرم
پی ...
Mar 20, 2011
موبایلم را در دست می گیرم و به آنان که دوستشان دارم و دوستم دارند نوروز را شادباش می گویم به تنها خواهرم و برادرانم امید که سالشان سرشار باد از سرفرازی و سلامت و تمام دوستانم در دنیای مجازی
"دوست دار شما سیروس"
Mar 6, 2011
این روزها نه حال به روز کردن وبلاگم رو دارم نه فتوبلاگم رو ولی تا جون دارم شیفت میدم و درس میخونم و وبگردی میکنم امشب توی این وب گردیها به شرکتی رسیدم که همه کاره بود , از قضا دامنه هم ثبت میکرد بازهم از دست قضا دامنه ی دات این هم ثبت میکرد ما هم از روی کنجکاوی اسم سیروس رو زدیم که دیدیم دامنه ی هندی ...
Nov 8, 2010
سه سال پیش یعنی دیروز سیروس دات اورگ پا به دنیای مجازی گذاشت سه سال پیش یعنی دیروز تصمیم گرفتم از اسم اصلی خودم برای دامنه ام استفاده کنم سه پیش یعنی دیروز تصمیم گرفتم دیگه جوجو نداشته باشم یادش بخیر مثل تولد خواهر زاده ام که هر وقت می بینمش انگار همین دیروز بود که به دنیا اومد و حالا حتی روم نمیشه ببوسمش خلاصه ی کلام اینجا ...
Oct 6, 2010
بعد از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با اين يار نا موافق ، يک روز عصر که داري با يک همکار بحث مي کني مي بيني طرف خوشش از گوشي تلفن همراهت مي آيد و تو هم از فرصت استفاده مي کني و اين نوکيا ان 86ت را قالب مي کني به طرف و گوشي ت را با قيمتي کمتر از قيمتي که خريدي البته نه ...
Sep 13, 2010
دلم تنگ شده براي دل تنگي هاي ديگرم بي صدا مي خوابم گاهي وقت ها بي صدا اشک مي ريزم دلم تنگ شده براي گذشته امروز آرام آرام مثل آرامش قبل از طوفان مثل يک ديوانه ي آرام شايد مثل يک مرده ي آرام که سالهاست مرده ، مثل يک مرده که هيچ حسي درش نيست نه حس خوب ، نه حس بد !انگار مرده بودم ، هيچ ...
Sep 1, 2010
امروز يک سال ديگر از جواني ام گذشت و هنوز کودکم و هنوز کوچکم سر به زير و آرام پر از عشق و شايد معصوم ، کوله بار زندگي آدم ها با بالا رفتن سن شان اضافه ميشود تجربه ها و اتفاقات مختلف زندگي باعث ميشود هر روز که از زندگي م مي گذرد ،در تصميم گيري و شايد در شرايط سخت زندگي مقاوم تر باشم هيچ وقت ...
Aug 13, 2010
آروم صحبت نمي کرد همه مي شنيدن ، مي گفت ميخواداز شوهرش جدا شه ! چراشو براي دوست ش توضيح داد که نمي تونه اينجا دور از خانواده ش زندگي کنه منظورش پدر و مادرو خواهر برادراش بود کلي برام سوال شده بود نتونستم جلوخودمو بگيرم اخه تو تاکسي نشسته بودم و داشت صحبت مي کرد صبر کردم صحبت ش با تلفن دستيش تموم شد با کمال فضولي ...